
عنوان : داستان عصمت بهداد
مولف : بهداد
تعداد صفحات : 11
فرمت فایل : pdf
علی نازک مانند همیشه شنگول و شاد و خندان موذی و آب زیر کاه از در جنوبی باغ عین الملک خارج شد و کلیچه در را انداخت . از در باغ چشمان میشی اش را به بالا افکند . ربابه سر راهش سبز شد . بله،او خود بود که با عشوه تمام با سینی نقره ای در دست می خواست داخل باغ شود....
برچسب های مهم
اگر به یک وب سایت یا فروشگاه رایگان با فضای نامحدود و امکانات فراوان نیاز دارید بی درنگ دکمه زیر را کلیک نمایید.
ایجاد وب سایت یا